چهارشنبه، فروردین ۱۸، ۱۴۰۰
چهارشنبه، فروردین ۱۱، ۱۴۰۰
پنجشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۹
برای زادگاه من وخورشید
برای زادگاه من وخورشید
ای ميهن زيباي من آزاد ميخواهم ترا
مانند کشورهای خوب آباد میخواهم ترا
از سرو زيباتر تويي از خلد رعناتر تويي
چون قد پامير در جهان ، شمشاد ميخواهم ترا
اي زادگاه مولــوي اي گلستان بوعلي
با دانش و عرفان و عشق ،دلشاد ميخواهم ترا
روباه كوچنده و دزد ، گرگان جانت گشته اند
در پایداری میهنا ایستاد میخواهم ترا
بس تلخی هایت داده اند این دست های پست و دون
در قطع یورش ها همیش معتاد میخواهم ترا
۴ مارچ ۲۰۲۱ *
منیر سپاس
سرایش این سروده در اگست سال ۲۰۱۷ آغاز کرده بودم
شنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۹
آواره
سهشنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۹
آرایشگری
یکشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۹۹
بی مروتی ها
از زمين اهل محبت رفته است؟
از زمان فصل سعادت رفته است
نه وفا است و صفااست و سخا
آه ، فرهنگ مروت رفته است
ديگر از بنياد فكر و ذكر ها
آدميت را نجابت رفته است
خود نمايي هويت انسان شده
از تفكر فكر حرمت رفته است
هر طرف تقليد باشد كار خلق
بهر تحقيق حس زحمت رفته است
بي حساب اين لشكر مردم همه
هر قدم در راه شهرت رفته است
منير سپاس
یکشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۹
نهال تنهایی
یکشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۹۹
نارسیدن ها
آگهی و آبرو
پنجشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۹
ناهمدلی ها
ناهمدلی ها
با درد و نفاق آشناییم
همخانه ولی زهم جداییم
چون همدلی نیست بین مایان
محتاج وبه هرطرف گداییم
در معامله ها فراز دستیم
در کشتن خود پر از صداییم
وجدان دگر چنان که دارد؟
در آیینه ها چه را نماییم؟
تسخیر کنیم آگهی را
از غفلت خود اگر برآییم
منیر سپاس
۸.۳.۲۰۲۰
جمعه، مهر ۲۵، ۱۳۹۹
قدر زندگی
! قدر زندگی وزنده بودن را بدانید
پیش ازاینکه مرگ شمار را بی قدر کند
مرگ کی پیرو وجوان می شناسد
کیش یا دین و گمان می شناسد
تنگدستی ، غنامندی ، بدان!
ثروت و فقر دیگران می شناسد
منیر سپاس ۲۹.۹.۲۰۲۰
جمعه، مهر ۰۴، ۱۳۹۹
کشتارگاه عشق
کشتارگاه عشق
به قلب بيقرار من تپش گهواره اي دارد
اميد من به اين بسترچسان غمخواره اي دارد
اگر ديوار مي بينم همه در زير پا بينم
گذشتن از غم دنيا هميشه چاره اي دارد
بهانه ميرود از من ميان ظلمت شبها
به چشمان خيال خود دلم مه پاره اي دارد
صنم در خانه نازش بسي بي خانه ام كرده
به كوچه كوچه گيتي بسی آواره اي دارد
به جان نيمه جان من مكد خون مرا قلبم
خوشا در مسلخ عشقش ،نفس خونخواره اي دارد
منير سپاس ناچيز ٤.٤.٢٠١٧
سهشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۹
از دفتر زمزمه هایی تنهایی (آیینه یی امروز)
آئینه یی امروز
و داغ حســــــرت لیلی ندارد سینه یی امروز
عروس عشق شُد کشته به تیغ کینه یی امروز
تمدن با هوس بازی ، محبت در قفس کرده
نمای هرزه یی دارد ببین آئینه یی امروز
جوانمردی رستم ها فقط در قصه ها مانده
نیابی بعد ازین سهرابی و تهمینه یی امروز
درنگی فارغ از خون و خرابی ها نمی بینم
ندارد باده و همدل ، شب آدینه یی امروز
رفاقت های امروزی چون اقلیم جهان گشته
نمی بینی به پیش کس ، حُب دیرینه یی امروز
منیر سپاس ناچیز
پنجشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۹
زندگی و ما
دوشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۹
پنجشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۹۹
مهمان محبت
دوشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۹
قلندروار
وجدان نسل نو
هر جا خرد گرایی به احساس داده اند
هر یک به دیگری عدد سودگشته است
.اینان مگر حرامی حلال زاده اند
منیر سپاس






