January 28، 2012
December 30، 2011
نستوه
تا کی کشیم بار نفس های زندگی؟
اورنگ سینه تا شکند نای زندگی
بر لبه های هودج ما ژاله ها زدند
از آســـمان منــظر بالای زندگی
بنگر به نرده های نهان حریم خویش
باشی اسیر در قفس رای زندگی
ای برگ این نسیم صبا هم غنیمتی است
آخــــر شوی خراب تو در پای زندگی
گه کهکشان شادی و گه بارگاه درد
گه نی ستان ناله بود جای زندگی

October 24، 2011
وام نگه
در اشک ها ناله به اتمام میرسد
بیرنگی صدا به نگه وام میرسد
جز اهریمن نبود که گوید زمکر خویش
از ما به دیگری فقط الـــــزام میرسد
آغوش باد دفن گهء شعله شمع است
بر روشنایی کثـــــــرت اوهام میرسد
بیهوده نیست تک تک خنیاگر نفس
کــــز آن طنیــن نام تو آرام میرسد
روزی سوختن به من از نا کجای نور
با سفرهء سحر به لب شام میرسد
دیدار کعبه گر نشود بر تنم نصیب
هنگام دفن جامهء احرام میرسد
October 19، 2011
دامن سکوت
پیوسته درد عاشقیت ماجرا کند
یاد تو زخم درد جدایی ،دوا کند
از نور افتاب نهان کن تو چهره ات
قیمت فـــــروشی بیشترت دلربا کند
دیریست نآمدی و نپرسیدی ام ز حال
از ناله پیش ،سوز جگر را صدا کند
روزی اگر زیاد تو غفلت کنم به سر
قلبم به حـــــق زندگی من چها کند!
چندیست از غم تو به خود برده ام پناه
تا دامــــن سکوت امیدم رسا کند
| |
June 18، 2011

دل درویش
به سان گوهر ناب است دلی که درویش است
صدای مست مدامش چه عاری از نیش است
دلم چــــــــو یوسف زیبا تپید و تنهــــــــا ماند
به چاه تیره سینه ، چو رانده از خویش است
نهاد خویش عیان کــــــــــــن سپاه باران شو
بخوان سرود سخاوت به هرچه در پیش است!
به قدر همت خود هر که مهر می بخشــــد
پسندو شـــــکر بفرما مگو کم و بیش است!
به شهر صخره رسیدم به قله های بلند
نه داغ بستر لاله ،نه عشق آویش اســـت
وباد دره از آنــــــرو شیرین به گوش آید
که تا هنوز به کوه ها طنین صد تیش است
April 16، 2011
آواز خیال
آواز خــــیال مــــــــــن آهنگ غزل باشد
قلبم به تپش دف شد،دم چنگ غزل باشد
ترکیب نفس هایم از هویت بیرنگی
با کلک نگار من پر رنگ غزل باشد
در مدرسهء الفت نو یادترین باشم
هر بار بگوش من تا زنگ غزل باشد
در شهر رسوم نور هر ذره ادب تاز است
آداب نگاه مـــــــن فرهنگ غزل باشد
آوای سرایش هااز هر سو طنین دارد
این گیتی به پهنایش،دلتنگ غزل باشد
16 اپریل سال 2011 میلادی
April 13، 2011
دگرگونی
بهار سال 1390 هجری خورشیدی

حـــــالت خاک دگرگون شده است
هر نگه ، زندگی گلگون شده است
از نهانخانه ء مدفون زمیـــــــــن
حسرتم ، لاله و بیرون شده است
قدرت نغمهء گلــــــــــــــها بشنو
در صبا ، دلبر و افزون شده است
ســــــال ما خیلی حـــزین لیک بهار
خوشی را اندکی مأمون شده است
دیدن از مــــــــوج شـــگوفایی ها
سخت در حیرت و مدیون شده است