دامن سکوت

پیوسته درد عاشقیت ماجرا کند

یاد تو زخم درد جدایی ،دوا کند


از نور افتاب نهان کن تو چهره ات

قیمت فـــــروشی بیشترت دلربا کند


دیریست نآمدی و نپرسیدی ام ز حال

از ناله پیش ،سوز جگر را صدا کند


روزی اگر زیاد تو غفلت کنم به سر

قلبم به حـــــق زندگی من چها کند!


چندیست از غم تو به خود برده ام پناه

تا دامــــن سکوت امیدم رسا کند