یکشنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۶

ستانیدن

-->
ستانیدن

تا زندگی  زقلبم  پاداش  میستاند
از  گام هر نفس غم شاباش میستاند

هرذره نوحه خواند مرد شنیدنش کو؟
با هر جهیدن این عمر صد لاش میستاند

از دل مخواه قراری سودی ندارد ای جان
رسوایی  مــحبت اوباش  میستاند

مفت نیست زنده بودن در جنگل توٓحُش
ایستاده گی بودن ،پرخاش  میستاند

در چشم ناپدید است درجانها شدیداست
ترسیم کردن  درد ،   نقاش  میستاند
منیر سپاس ناچیز ۱۳.۰۸.۲۰۱۷

سه‌شنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۶

سرشت میهن

غصه دارد اختیار و سرنوشت میهنم
واژه ای کشتن وقربانی سرشت میهنم
منیر سپاس ناچیز 
۸.۸.۲۰۱۷ اس ناچیز

شنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۶

ساز غصه

-->
ساز غصه

جدایی هر چه  گردد  بیش ، محبت  کم  نمی  گردد
اگر عشق  است بخت دل  سعادت   کم  نمی  گردد

امُــید دردمند  ما  به ســاز غُصه  مـی رقصد
که غم داند از این مستی  خوشی  ماتم نمی گردد

به هستی مختصر بودن پدید آید  و  گم  گردد
فنا در هر سحر  بودن کسی شبنم  نمی گردد

بعید است درک  عشق و  زندگانی فهم زاهد را
             زهر نُطق اش  شود  معلوم که او آدم  نمی گردد

به زخمی که فریب و مکر دوران میزند پیهم
به  جز زهر دروغ  نودلی  مرهم نمی  گردد
منیر سپاس  ناچیز
۵.۸.۲۰۱۷

پنجشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۶

ضرب المثل جاپانی

از سنگ سفید در بین برنج باید ترسید نه  از سنگ سیاه.

پنجشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۹۶

درد خانهء درد

تاکجا؟
دردا که درد خانهء درد است شهر ما
هر سو هوای زندگی زهراست بهرما
منیر سپاس ناچیز

دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۶

قتل عام

-->

قتل  عام

 

گهی  سریع و گه آهسته  قتل عام شدیم

گهی به  پاکی شهید و  گهی  حرام شدیم

 

زدیم به هرسو سرخویش لیکن از  وجدان

برای تبرئه ها  رفع اتهام شدیم ؟

 

ز  جرئت  من و تو  اعتراض گم گشته

در این ستمکده خاموش گشته رام شدیم

 

چگونه سنگ صبور یم  و  جابجا  مانده

به زندگانی  پُر  و خالی از قیام شدیم

 

کی را مقصیر حالات زندگی دانیم؟

چرا به  نوبت  خود  باعث دوام شدیم

منیر سپاس  ناچیز

۱.۳.۲۰۱۵

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۶

روزگار


روزگار

روز شبرنگ آشکار شده
فکر  تاریک ، اعتبار شده

روشنی  نیست  در نگاه امروز
سُرمه در  چشم روز گار شده

زخم  نفرت  زمین چنان  خورده
پیــکر ش  خیلی  داغدار شده

بار  دنیا ی دون به دوش  ما
جان  اندیشه را سوار شده

شش طرف دام وحشت و تشویش
هر نفس  عاری  از قرار شده
منیر سپاس ناچیز
۲۱.۰۷.۲۰۱۷ 

چهارشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۹۶

هنر درد Schmerzen Kunst


هنر  درد   Schmerzen Kunst

مسافر زندگی  ام
کوله  بارم
درد  سفر میباشد
خیلی صاحب هنرم
در دلم غصه  و  بر چهره  پُر از خنده  منم
خود سراسیمه  و
دلداری  دهم  مردم  را
بی حساب  تیغ  جدایی  خورده
ولی در  حرف  و سخن  معلم  پیوند  منم.
منیر سپاس  ناچیز
۰۹.۰۷.۲۰۱۷

Ich bin ein Reisender.
Auf meinem Rücken trage ich die Schmerzen
 von meiner Reise.
 bin aber ein sehr guter Schauspieler und beherrsche die Kunst
 die sorgen in meinem Herzen zu verstecken.
 Vor den Menschen Bin ich voller lachen und Freude und gebe Ihnen den Rat, sie sollen nicht traurig sein. 
Ich habe eine unbezahlbare Klinge von Verlassenheit und Trennung erhalten aber bin auch ein Lehrer für das zusammen sein.
Monir Sepas Naachiz

یکشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۹۶

نوازشها

-->
؟؟؟؟

از  نگاه  زندگی  دیگر نوازشها  چه شد؟
شادمانی از دل وقت زمان  ما چه شد؟

هرطرف کابوس بینی حرفه ای بستر شده
پرنیانی  خواب دیدن  همره رؤیا چه شد؟
منیر سپاس ناچیز
۱۶.۷.۲۰۱۷

جمعه، تیر ۲۳، ۱۳۹۶

احساس ناجوان

گاهی  احساس  نا  جوانی  می  کند  ودر  نیم  راه  تنهایم  می  گذارد  نمیشود  که هر  روز  با  احساس  نوشت دست  خودم  نیست  ای دوست  خواننده  ای  مهمان  اشیان  خیال  تو  مرا  درک  می کنی میدانم  تنهایم  نمی  گزاری  مروری بر  سروده های قبلی  ام بکن  تا با  عالم  احساس  من  بیشتر آشنا شوی  من با  خواهم  نوشت  .

یکشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۹۶

آیینه و من

آیینه در حضور نگاهم  زمن تهی است. منیر سپاس

اندیشه

آزادی اندیشه به پندار توباشد.
منیر سپاس

زمزمه ای درد

درد ات  را

در  دنیا  کسی زمزمه  نمی کند

ترا بهانه  گرفته

آه خود را فریاد می  کند

هر کس برای درد  خودش  گریه  می  کند

منیر سپاس  ناچیز

۰۹.۰۷.۲۰۱۷


جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۹۶

G20


دوستان عزیز! امروز ۲۰ غول که در حقیقت ۴۵ سر اند در شهر هامبورگ آلمان کله به کله می شوند این گروه هیچ نوع مشروعیت حقوقی و بین المللی ندارند میخواهند برای جهان کاری بکنند برای افریقا کاری بکنند و افریقا خود نماینده ای در آن ندارد امیدوارم بعد از این ملاقات ها سلاح بیشتر فروشض نشضود جنگ ها بیشتر شعله ور نشوند محیط زیست ما آسیب بیشتر نبیند ولی وقتی ترامپ و بلی گویک های شان را می بینم نا امید میشوم دیو ودد امریکایی هر آنچه دلش خواست می کند و حالا بسیار خوب می فهمیم که جهانخوار گفتن اینها که در کودکی هایم شنیده بودم درست از آب بیرون برآمد

پنجشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۶

اﻣﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ


اﻣﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ

بدون عشق دعا كرديم و قبول نشد
توگويي هيچ يكي امت رسول نشد

تما م شخصيت ﻣﺎ به آشكاري خود
جدا زمكر و فريب و بدون پول نشد

چيزي به نام گلو پاره گي ست آزادي
براي سنجشي ،انديشه در سلول نشد

كي نعش آدميت رابرد به دوش دلش
که بیخیال  چنین  دیو  ودد  و غول  نشد

زمانه عاشق مكر است در لباس دروغ
دقيقه هاي نفس صادقانه هول نشد
منير سپاس ناچيز 
٥.٧.٢٠١٧

جمعه، تیر ۰۹، ۱۳۹۶

انباشته


انباشته

ديوانه دگر بر سر بازار نمانده  

از عشق كنون يك ذره آثار نمانده

 

شهر است همه از مرض سود خردمند
يك عاشق شوريده و بيمارنمانده

 

فرمانده خلق است كنون پول مقدس
آزاد ز بند زر و آمار نمانده

 

از باغ نفس شرم و حيا رفته به سرقت
در طرز نگاه پرده و ديوار نمانده

 

انباشته اي مهر بجويي و نيابي
از آدميت آدم سرشار نمانده


منير سپاس ناچيز
٢٨ جولاي سال ٢٠١٧
شهر رويتلينگن ج.ا . آلمان

شنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۶

عید رمضان ۲۰۱۷


باز آمدم چون  عید نو  تا قفل زندان بشکنم
این  چرخ  مردم خوار را چنگال  و دندان  بشکنم.
حضرت  مولانا
جنگ ، قتل، فریب  ، دروغ  و ریا تنها  مال امروز زندگی  نیست  و همواره  بر روی زمین  بوده  و  خواهد  بود اما  نمیشود  که  زندگی  را  فقط غمستان  و غصه  خانه  دانست و  منتظر  ماند   که  جنگ و فقر  ختم شود و  تمام  زند گی  را بدون خوشی سپری  کرد
به قول  حضرت مولانا  این  چرخ  هستی  همیشه  مردم  خوار بوده و با  غم و  اندوه اش  انسان  ها را به  زندان  کرده  و  هنوز  هم  در سلول  درد و غم می  افگند  من  می  گویم  با  وجودی که  وضیعت  چنین است  از خوشی کردن  و عید نباید دست  کشید  هنوز خورشید  عاشقانه  شب را سحر می  کند  هنوز لبخند  کودکان  دلبر و دلکش است  هنوز  کودکان  منتظر عیدی  و  لباس  نو  اند  و از  دنیا  پر آشوب  بیخبر ،  هنوز  ماه  در آسمان به صید  حیرت  ما  می پرازد ، هنوز  صدای  آبشار  نغمه ای  ناز آب کهساران  است هنوز رود،  موج سوار است، هنوز چهچهء مرغ  باغ قراپت قرآن  گل  است،  هنوز  در شمارش  نعمت  های  خداوند در سفره  نعمت  زندگی  عاجزیم
خوان  کرم  گسترده ای  مهمان  خویشم  بُرده ای
گوشم چرا  مالی  اگر من  گوشهء نان بشکنم.
 حضرت  مولانا
و من هم  می  گویم که: بیا  که  عید کنیم مخاطب من  اینجا  مومنان  اند 

بیا به  کوچهء عشق عاشقانه  عید کنیم
سپاه  نفرت  و  نومیدی  ، نا امید کنیم

گذر  کنیم به بازار  جلوه  های  خوشی
حلاوت  غزل  دوست  را   خرید  کنیم

کسی که  مومن  عشق  بیوفا  نشود
بیا  که دوری  زاندیشه ای  پلید کنیم
منیر سپاس  ناچیز
۲۴.۰۶.۲۰۱۷
ج.ا.آلمان




عید  تان مبارک  باد

تا چه وقت؟

تا چه وقت؟
عمریست ما به تیغ ریا کشته میشویم
در مسجد وبه راه ،به خدا کشته میشویم

با مُهره های دین و زبان و تبار ها
از غفلتي نشسته به ما کشته میشویم
منیر سپاس ناچیز

22.06.2017
wie lange noch ? Afghanistan ist nun die zweite Palästina,und USA und verbundete von der USA sind Zuschauer oder Unterschätzer von IS und Taliban weil sie nicht gegen Pakistan und Taliban unternehmen .

پنجشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۶

پناهنده


باز هم دول گنس و گول آلمان قصد دارد به اخراج پناهنده ها به افغانستان ادامه بدهد به دلیل اینکه افغانستان امن است حتی چارارهی زنبق در کابل و من چند سطری برای پناهنده نوشتم

.....
پناهنده

دارد چقدر ارزش آوای پناهنده؟
تشویش شده زنجیر بر پای پناهنده

در خانه به اوآتش برخاک ودرش باشد
اینجا غم و نومیدی دنیای پناهنده
منیر سپاس ناچیز
۲۲.۰۶.۲۰۱۷


چهارشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۶

فاشیزم قومی و مذهبی

اضمحلال هر انديشه در افغانستان ممكن است به جز ازفاشيزم قومي و ديني. منير سپاس

یکشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۹۶

زنجیر روزگار

 خواننده ای  عزیز آشیان  خیال  ، اینک غزلی را  اینجا می  نویسم  که فقط ۵  رقیقه  از  عمرش  می  گذرد  امیدوارم  به  دل مهمانان  این  اشاین راه پیدا کند


زنجیر روزگار

احساس در برخون تصوير تازه دارد
يا خامه اي  تنفر تحرير تازه دارد

رؤيا دگر نمانده كابوس خوابها را
شب از براي مايان تعبير تازه دارد

دردست و پاي مردم آزاده گي نيآيد
گيتي زغصه هايش زنجير تازه دارد

خورشيد درك امروز تاريكي مي فرستد
تا عشـــــق را بپوشد تنوير تازه دارد

گر رند روزگاري  مستانه باش هُشيار
كاين چرخ سفله هر دم تزوير تازه دارد
ناچيز منير سپاس
۱۸ جولای سال ۲۰۱۷

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۶

انتحاري غم

انتحاري غم 


در اورسي نگاهم يك آسمان ستاره
در نور مه غنوده امشب دلم دوباره

دارايي خيالش تا گنج جان من شد
كردم زندگي را با قلب پر گذاره

تصوير شادماني با انتحاري غم
در شهر زندگي هاست ويران و پاره پاره
نا چيزمنير سپاس
١٣ جولاي ٢٠١٧

جمعه، خرداد ۱۹، ۱۳۹۶

فرش توجه

فرش توجه


شهر بر دوش كشد اين همه تنهايي را
من چه عنوان بدهم با تو شناسايي را

درشكست همه اي رابطه ها بدون تو
چقدر پند دهم اين دل هر جايي را؟

در زمين فرش توجه نرسيد گام مرا
نتوان  كسب كنم موقف بالايي را

خوب بودم همه با هيچ خودم ازكي شوم؟
كرده بدنام روم واژه اي رسوايي را

خواب آرامش من طعمه اي دزدي شب است
بُـــرده بيداري من راحت رؤيايي  را
منير سپاس ناچیز
٠٩.٠٦.٢٠١٧

پنجشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۶

دردا

دردا که درد خانهء درد است شهر ما

تاچند زندگی همه زهر است بهر ما؟

منیر سپاس ناچیز

 ۸.۶.۲۰۱۷


یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۶

بی مانند


بی  مانند
 جهان  ما  مردم  بیچاره  باشیم
ز لطف تیغ  ها صد  پاره  باشیم
به خون خود نویسیم درس  تاریخ
شهید  و زخمی  و آواره  باشیم
منیر  سپاس  ناچیز
۴.۶.۲۰۱۷
ج.ا.آلمان


در سوگ کابل

در سوگ کابل
دلم  در سوگ  کابل  اشکبار است
نفس همچون نگاهم  داغداراست
کنون  در  جاده  های شهر ماتم
ببین بر قیر و سنگش لاله زار است
منیر  سپاس  ناچیز
۴.۶.۲۰۱۷ ج.ا. آلمان


kabul , lyric from Monir Sepas

کابل
فقط درد  است   در آغوش کابل
و باشد  خون همه گلپوش کابل
ز  نامردی  ایام  من  چه  گویم
که غم  پیهم  نهد بر  دوش  کابل
 منیر سپاس (ناچیز)
۴.۶.۲۰۱۷

انتحار و انفجار کابل

میهنم باغی است از بهشت برین اما ندارد جز درد ، غم وباروت گویی در سرشت اس چیزی دیگری،همسایه های لعنتی رنگ و فریب و تفرقه ها 
چنان در درون مان کشت کرده اندکه دیگر حتی جنازه ها در ماه رمضان 
طعمه ای انتحاری میشوند این سر زمین نارنین رستم و آرش و مولانا از اندیشهء شوم بیرونی ها با دست های مکار شان و پست فطرتی دست های مزدوران داخلی و غفلت درونی دارد آهسته آهسته به دوزخ تبدیل می شود
منیر سپاس ناچیز

شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۶

از خودم به خودم

از خودم به خودم


در ژرف هر نگاه تو صد غم نهفته است
درآن درنگ  خواهش بسيارخفته است


چون ذره هاچه قصهء مفت است دردتو
بر گوشهاي گيتي كر نا شنفته است


چشمان انتظار شب از عمق ياد ها
روشنترين تاريكي را باز سفته است


عمرم گذشت چگونه ز خوشباوري روم
در سادگي و صدق دلم خيلي پخته است


استاد روزگار به مضمون عبرتش
در خاموشي مثال مرا هيچ گفته است؟
منير سپاس
برلين ٢٥.٥.٢٠١٧