چهارشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۹۶

بطن گاه تقلید


بطن گاه تقلید

ما در فریب دایم  هُشیار  گشته رفتیم
با خواب  هر تغافل  بیدار گشته رفتیم

آتش  به  خانهء ما روشن ز فهم ما شُد
در بطن گاه  تقلید  شهکار گشته  رفتیم

روشنگریی  مارا  رنگ  سیه  گرفته ست
در تاریکیی  دیدن   انبار گشته رفتیم

در  اوج  کم سوادی دانشوریم  نایاب
بی  اعتراف و انکار  پُربار  گشته رفتیم

منطق  ز  ما گریزد  با فلسفه و ایمان
علامه ایم بی شک  سرشار  گشته رفتیم

۲۶اپریل  ۲۰۱۷
منیر سپاس ناچیز

جمعه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۶

خرمن ستاره

خرمن ستاره 

هر بار  در حضورت  بر بخت نو رسیدم

از شوره زار غمها سبزینه  قد  کشیدم

نومیدی باز  گم شد با نیروی تخیل

بر آسمان پریده با روشنی  دمیدم

از شوق  تو  به فریاد آمد قلب وجانم

پیراهن  نفس را  در هر  تپش  دریدم

شبها ی بی بهانه خوشبختی زا باشد

 من تا سپیده  بیدار خرمن ستاره چیدم

با  گام  های  شوقم  از شهر پیکر دل

بر  کشور خیالت ای  جان  جان دویدم

منیر  سپاس ناچیز

چهارشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۶

بوستان درد

      بوستان  درد


آســـــمان  آتشفشان  درد  ما

این زمین هم غمستان درد  ما


زندگی  خار و جگر  ها  پُرخلش

باشد  هر  جا بوستان درد  ما 


ذره  ها در ذره ها در ذره ها

مثل  هستی آشیان  درد  ما


غیر ما  و غیر  اُمید  عبث

کیست  اینجا  دوستان  درد  ما؟


هرسو باران گریه بیچاره گی ست

عشق دارد این توان  درد  ما


روز خوب ما ست از مردم تُهی

داشت  تنهایی  زمان درد  ما

منیر سپاس  ناچیز

۲۴.۱.۲۰۱۷

سه‌شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۶

ارغنون پندار

-
ارغنون  پندار
دلم را  تازه ميــسازد بهارستان پندارت
كشدخوشبختي درذهنم نگارستان پندارت

مرابا جلوه هاي خود به حيرت کردی زولانه
چه دام از ناز هـــا دارد شكارستان پندارت

به گوش قلب وجان من رساتر ارغنون خواند
برایم  هر نفس باشد  نوارستان  پندارت

خیال  آتشین  تو  قیامت را  کند  تمثیل
بهشت زندگی ام شد ، شرارستان پندارت

به بازی بازیها خوردم دل وجان باخته بُردم
جدایم میکند از فسق قمارستان  پندارت 

منیر  سپاس  ناچیز
۴.۴.۲۰۱۷

سه‌شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۶

خانه تکانی





خانه تكاني

نگاه به دشت بدوزيد كه لاله گون باشد
و خون عشق بهارينه در جنون باشد

تو خانه خانه تكان ده قدم قدم بردار
كه زندگاني كنون سبز در برون باشد

نمو بده خوشي رابه قدر سبزه وسرو
بمان كه زاهد بدبخت خودزبون باشد

سروش عشق رسيده به ريشه ريشه دگر
بهشت نقد و ميسر ترا كنون باشد

صداي جوشش گل را به واژه ها دادم
كه دلنويسي مشكين در اين متون باشد
منير سپاس نا چيز
٢٥.٣.٢٠١٧

شنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۶

عشق سبزینه ، نخستین غزل ۱۳۹۶ منیر سپاس بلخی

-->
درود بر دوستداران باغ  وتازه گی، اینک نخستین  غزل  سال ۱۳۹۶ پیشکش  شما .


عشق سبزینه

باغ  ز  تـوفان  گُل  باز بهــارینه شُـــد
کلک هنر در  نگه نقش و نگارینه شد

مشک  طراوت  دمید در  نفس  زندگی
عشق به  دامان  خاک آمد و سبزینه شد

در چمسنتان رسید روشنی در روشنی
در نگهم  آسمان  نهضت آیینه شُـــد

دست  خداوندگار باز رسانده سروش
تازه گی درلحظه ها دلبر دیرینه شد

هر سو قناری به ساز  باغ  شکاری  به ناز
صید وصیاد پیش هم ازخود و بی  کینه شد
منیر سپاس  ناچیز
۲۵.۳.۲۰۱۷

دوشنبه، اسفند ۳۰، ۱۳۹۵

فتح بهار با گل خندان

گام گُشا سوي باغ فصل بهاران رسيد
بوي خوشش را شنو،مست وغزلخوان رسيد

خاك به تسخيرعشق از سپهی يورش است
فتح بهار شـيرين با گل خندان رسيد
منير سپاس ناچيز 

19.3.2017

گل سرخ مزاري شو 1396

بهار آمد بهاري شو

تو همخوان قناري شو

شنو راگ بهار عشق

گل سرخ مزاري شو

.. منير سپاس ناچيز
٢٠.٣.٢٠١٧
سال نو ، نوروز نو براي همه بهاردوستان خجسته باد!

جمعه، اسفند ۲۷، ۱۳۹۵

بهار و پرنده

              بهار  و پرنده

پرنده درد و غمش  را  به آسـمان  خواند
و یا به شاخه و برگ  وبه آشیان خواند

بهار وقتی  که آید به جوش گُل  ها  باز
نوا وطرز شگفتن  به  چشم  مان خواند

ز یکسو باد بهاری  ز یکسو ساز قناری
نوید باده  گساری به  می کشان خواند


بهار عید طراوت بود به بزم طراوت
سرود سبز  محبت به عاشقان خواند

ز خاک بر  لب ناهید تا  هنوز آهنگ
چه عاشقانه سرودش به  کهکهشان خواند
۱۷.۳.۲۰۱۷
منیر سپاس  ناچیز

پنجشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۵

رویش

بهارينه شويد
رويش به جوش آيد
مستي به هوش آيد
بيرون بهار دلكش
بس ديده نوش آيد
اين فصل پاك و تازه
بس با سروش آيد.
منير سپاس ( ناچيز)

جام می بهار

ساقي بردبه باده اي غصه اي روز گار را
چون بدهد به لحظه ها جام مي بهار را
منير سپاس ناچیز

بهار دام صياد

بهار دام صياد


گل نغمه خواند جشن بهار است
جوش شگوفه در شاخسار است

عطر فرشته از كــــوي دلبر

برگل سوار است بر گل سوار است

شوق شگفتن در آب و خاك است

سردي به ذوب هر آبشار است

داغ دل من در حســـرت فهم

اي نازنينان در لاله زار است

دست نگارين صياد احساس

دل دادنم را او در شكار است

منير سپاس نا چيز

١٦.٣.٢٠١٧

صورتگر بهار

نسيم بادنوروزي
نفس نازصورتگر بهار
در نگاه نفس ها
وزيده باد!
منير سپاس نا چيز
١٦.٣.٢٠١٧

دوشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۹۵

حرف مفت

حرف مفت
       
مشت غبارعشقم و ديگر نميشوم
در قيدسطروگفتن ودفتر نميشوم

آزاد در فضاي صفا سير ميكنم
درچشم هاي خيره ميسر نميشوم

گاهي به خاك سر بنهم گه به آسمان
هیچم ولی به  هستی مکرر  نمیشوم

آیینه خیال بدست دلم   همیش
منکه  حریف ظرف سکندر نمیشوم


از عشق درغزل به خدافيض برده ام
با حـــرف مُفت  روز برابر  نمیشوم

منير سپاس نا چيز
١٢ مارچ سال ٢٠١٧

جمعه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۵

عود آه ، منیر سپاس



آه از دل  من  همچو  عود  است
خوشبویی  عشق شنو شُنُود است

افتیده  به آتشی   شیرینی
در سوز مُدام تار  و پود است
۵.۳.۲۰۱۷
منیر سپاس  ناچیز


شاه چاره گر ها

دلی در زندگی  صـــد  پاره  دارم

در این بودن که من  یکباره دارم


برای درد  خود از لطف  امُید

ز شاه  چاره گر  ها  چاره دارم

منیر سپاس  ناچیز

۵.۳.۲۰۱۷

چهارشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۵

حمله برشفاخانه ۴۰۰ بستر کابل

از دست بي كفايتي
....
....
باز كابل به خون مهمان است
وحشيان قاتل مريضان است
كه شفاخانه هاي كابل ما
ديگر امروز گلوله باران است
منير سپاس ٨.٣.٢٠١٧

8 march 2017

هر زن مادر نیست اما هر مادر ، زن است و هر روز، روز مادر است امروزرا به نام زن کرده اند ایکاش از روز های تشریفاتی به احترام و محبت واقعی به زن ، گذار کنیم به همین بهانه چند سطر سرودم تا در تهنیت گویی به بانوان عزیز تغافل نکرده باشم
زن اي ماه زندگي
اي درد كامل رويش
در وجودت زندگي آماده شد
از تو بر روي زمين
اينقدر انسان زاده شد
انسانيت پرورده اي
تو درخور هر احترام ،شايسته تجليل ها
هر روز با حرف خوش و درك ونشاط و خنده اي
منیر سپاس ناچیز ۸.۳.۲۰۱۷

یکشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۹۵

یاد سراپا

یاد سراپا

آهوی  دلیرم  که  به  صحرای تو باشم
دارم  نه  رهایی  که  به سودای  تو باشم

ختم است همه آرزو  و خواهش  جانم
خواهنده به صد  شوق و تمنای تو باشم

گاه  مستی گهی حُزن گهی لطف گهی قهر
در نزد  خود  و  گیتی  معمای  تو باشم

دانم  که  مرا  خشک  کند  مسند هوشم
آن به  که خس  موج  به دریای  تو باشم

ای عشق  ز من بردی همه  هویت  منرا
در یادِ تو  من  یاد سراپای  تو باشم

ناچیز   منیر سپاس
۵.۳.۲۰۱۷

جمعه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۵

دامان ترنم

درود بر دوستان ؛ سلامتی به همه ای تان آرزو میکنم اینک باز هم بر روی کاغذ رنگی از احساس دلم را ریختم و با شما شریکش میکنم

دامان ترنم

دل به دامـــان ترنم شادمانی می کند
زنده گانی زنده گانی زنده گانی می کند

دست مســتی درحقیقت درخیالم هر کجا
خوش خوشان ازخُم مهرش می کشانی می کند


شوق میآید به زور عشق در پهلوی من
غُصه هایم را گرفته یار جانی می کند


خیره خیره مینگرم کاین خوبی های یار من
در سرایش فکر من را کلک مانی می کند


باز باران سعادت باغ جان را میرسد
تا غزل گفتن خیالت دُرفشانی می کند

۲۴.۲.۲۰۱۷
منیر سپاس ناچیز

دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۵

حاکمیت گرگان

اگر نالم فقط از خويش نالم
به اين نا مرديي انسان ببالم؟

چسان گرگان شدندحاكم به گيتي؟
مپرس از درك و فهم و روز و حالم

منير سپاس ( ناچيز)

جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۹۵

به عاشقان مي معنويت

به عاشقان مي معنويت

 

 

هر كه نوشد باده ازانگور عشق
از خــــــرد ببريده اهل دل شود

موج گردد بحر مســـــتي راچنان
رقص رقصان صاحب ساحل شود
منير سپاس

17.2.2017

چهارشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۵

کمین پاکیزه

کمین  پاکیزه

میان  این همه رهرو رهء جدا  دارم
به پشتوارهء پندار  خود چها  دارم

به جای بخت لگد مال خود همه خندم
که تا کنون به بیچاره گی  عزا دارم


به هرکه هرچه رسید یا به چال دزدی کرد
در این معامله  دارا  منم، خدا دارم

ز ذهن  ابــــر  بریزد سرایش فکرم
هزار  جلوهء نو  در بر فضا  دارم

چقدر حیله  دگر در  کمین پاکیزه ست
دلی شکسته ولی زنده  از  وفا دارم
منیر سپاس  (ناچیز)
۸.۴.۲۰۱۵
ساعت ۱:۴۵ شب

سه‌شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۹۵

همرهء درک

همرهء درک

از بخت  تیره  غصه ای ما کم نشد  نشد
یک روز بی  طلیعه ای  ماتم نشد نشد

انسان  دویده رفت به صوب خوشی ولی
اما  رها ز  سرزمین غم  نشد نشد

دوران  ماست  دوره  ای زخم و فریبها
دستی دلی به دیگری مرهم  نشد نشد

اهل زمین  گرفت فضارا به فهم خویش
شد  هر چه بینی حیف که آدم نشد نشد

این  زندگیست  رهگذر  لاف همدلی
کس صادقانه  همرهء درکم  نشد نشد
۱۴.۲.۲۰۱۷

چهارشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۹۵

کابل بی دربان ؛ انفجار در محکمه عالی کابل

غمت كابل مگر پايان نداره
و زخمت مرهم ودرمان نداره
به جانت اينقدر وحشت ودهشت
مگر دروازه ات دربان نداره؟
منير سپاس ناچيز
ايكاش هيچي نسرايم و بي سوژه مانم ولي ميهنم آرام باشد سگ هاي وحشي مذهبي كه نوكران آي اس آي و غلامان وهابيت اند از دامن پاك وطن و مردم شريفم دور باشند

سه‌شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۵

کاش های کهکشانی

کاش های کهکشانی


ایکاش قد و قامت غم نارسا شود

تا آسمان شادی نفس تاز ما شود


چیزی به نام مکر ز اذهان گُم شود

اندیشه از پلیدی و پستی رها شود


ایکاش سینه ها ز حسادت و کینه ها

با دیدگاه مهر و محبت صفا شود


پیمان شکن به وعده خویش اند بیشمار

آسان خو نیست که هر کسی اهل وفا شود


ببریده از محبت و وجدان تا ابد

ممکن نبود که دوست ویار شما شود


هرگرد راه گام که شد غمگسار تو

بر چـشم انتــظار نگه تو تیا شود

منیر سپاس ناچیز

۶.۲.۲۰۱

پنجشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۹۵

کوه دوقلو ، منیر سپاس

بودن  ما به کوه میماند
کوهِ دوقلو  کوه ِ  دو  پهلو
یکی با آبشار خوشی ،رود  بخت  نیکو  ی مان بخشد
آن یکی آتشفشان  درد  و غم
که فقط  غُصه را فوران میدهد
ماییم  در میان  این دو  سنگ گیر افتاده
چار باید زیستن ،ناچار باید زیستن *»
منیر سپاس  ناچیز
۲.۲.۲۰۱۷
* بیدل

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۵

ماهی ساحل ؛ غزلی از منیر سپاس

دیروز با نظمی بودم ؛امروز با غزلی به دیدار چشمان تان مهمان خانهء ذهن عزیزان میشوم



ماهی  ساحل

دور دستم دوست اما منکه دستت می فشارم
آرزو  و خـــواهشـم را  در  هوایت می سپارم

یاد  های  نازنین  ات را  به کلک  هر  خیال
می  نگارم  می  نگارم  می  نگارم  می  نگارم

نیم در آب  نیم در خاک ؛ ماهی  ساحل شدم
تو  تویی بحر نوازش  در برت  باشد قرارم

من  کیم  یک صفر و  هیچم درحساب زندگی
با تو ای  جان  عزیزم صد هزاران  را  هزارم

بازآ ای  دلستان  ای  دوست ای شاه اُمید
هست وبود جان و دل را  من  به  پایت میگُزارم
منیر سپاس  ناچیز
۳۱.۱.۲۰۱۷
ساعت ۱۲:۴۵ ظهر

دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۵

نظم(( درک آتشین ))

درک آتشین

تا آدم و  زمین  است
مکر  و فریب دین است

مردم به  دلربایی
 تا بینی  پله  بین است

گُم  گشته شرم امروز
پُر رویی در جبین است

از قند  گُفتن  ما
نوش زبان شیرین است

ادراک  و عشق در جان
یک حس بی گُزین است

این عصر  کم سوادی ست
دانش از آن  غمین  است

تنهایی  و  تفکر
کن  پیشه ؛ بهترین  است

این  نظم  از دل  ماست
برداشت  ها همین است
منیر سپاس ناچیز
۲۸.۱.۲۰۱۷

یکشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۵

داستان زندگی ُ سروده ای از منیر سپاس

سروده اي ناچيز كه همين اكنون تكميل شد

زندگي داستان ما باشد
دفتر هر بيان ما باشد

انتقام ميتوان زغُصه گرفت
وقتيكه دوســـتان ما باشد

خاموشيي كه نغمه هادارد
ناله اي نيستان ما باشد

سرنوشت تلاش هامبهم
ادعا بر زبان ما باشد

چرخش گيتي را زدن بر هم
خارج از هر توان ما باشد

خوشي اندر خيال و مدهوشي
بستر پرنيان ما باشد

منير سپاس ناچيز
٢٨.١.٢٠١٧